تاریخ :1389/6/7 بازديد :11
|
خدایا با ستایش شروع به حمد تو میکنم و دنبال احسان تو کشکول گدایی دل را در دستان دعا به طرف تو میآورم. ای که مهربانترین مهربانانی، بخشش، گذشت جز خصلتهای فراموش شده تو نیست، خدایا ممنونم که به من اجازه دادی تا به درگاه تو دعا کنم و حاجت خود را بخواهم، ماه رمضان ماه دوستی و آشتی کردن بندههای فراری از معبود خود است، لحظه لحظهی ماه رمضان لحظههای بخشش و آمرزش ربّ، بندگان خودش را، میتوان به چشم دل تماشا کرد.
ای کاش قلم میتوانست اشکهای لغزان بر گونههای گنهکار را بر دفتر ترسیم کند، بنویسید راز گشایش و بندگی یک فراری دیروز و بندهی مخلص خدای امروز، سحرگاهان، موقع افطار، لحظههای تشنگی و گرسنگی همه میگویند؛ منتظرم، منتظرم تا اجازه صادر شود، اجازهی افطار با اذان است وقت غروب خورشید و طلوع دلهای بیدار امّا نگاهم میماند فلسفه آمدن و رفتن رمضان و این انتظار که با غروب به پایان میرسد برای چه است؟ ادامه مطلب ... | |
|