تاریخ :1387/12/5 بازديد :72
|
کار ویژه نماینده عام امام (ع)
استاد معظم ما خادم الحجه آيت الله حاج شيخ محمود حلبي خراساني- كه خدا سايه اش را مستدام دارد- براي ما نقل كرد و گفت: بعد از فراغ از حج واجب خانه خدا در سال هزار و سيصد و شصت هجري قمري و زيارت مرقد رسول خدا – كه درودش بر او باد- به عراق آمدم تا پس از زيارت اعتاب مقدسه به ايران مراجعت نمايم. در آن زمان آيت الله العظمي آقا سيد ابوالحسن اصفهاني – كه خدايش از او راضي باشد- مرجع اعلاي ديني و زعيم اعظم شيعه، كه در نجف اشرف سكونت داشت؛ مرا ملاقات نمود و با اصرار تمام از من خواست كه از آن ايام تا مراجعت به ايران مهمان او بوده و نيز در نجف چهارده شب سخنراني داشته باشم. ابتدا نپذيرفتم تا پس از اصرار و تاكيد مجدد ايشان فقط براي شش روز قول دادم.
شبي در نجف در خانه ايشان و در خلوت بوديم. بطوري كه حتي فرزندش را نيز اجازه ورود نداد. در طول ساعاتي كه با هم گفتگو مي كرديم. سخن پيرامون وجود حضرت بقيه الله و وضع شيعيان به ميان آمد و من كه در طول مسافرت چهدر مكه و مدينه و چه در عراق از مشاهده ضعف شيعيان و عدم تبليغات صحيح براي ترويج تشيع سخت ناراحت و محزون بودم، به ايشان عرض كردم:
در تمامي مدتي كه من سخن مي گفتم: آن مرجع ديني به سخنانم به دقت گوش مي داد و پس از اتمام سخنم شروع به صحبت كرد و فرمود: اين موارد كه شما تذكر داديد از واجبات است. و انشاء الله در آينده بيشتر در فكر انجام آن خواهيم بود. البته يادآوري كنم كه ما به اين مسائل تا حدي توجه داشته ايم و آن حضرت هم كم و بيش بر ما لطف داشته اند. بدينكه كه رسيد از جا برخواست و قفل قفسه اي را باز كرد. كه حاوي اسناد و مدارك و نامه هاي زيادي بود. پاكتها را يكي يكي پس زد تا پاكتي را بيرون آورد. غبار روي آن را پاك كرد و بوسيد و بر سر گذاشت. سپس رو به من كرد و گفت: اين نامه مدركي است كه نشانگر لطف حضرت بقيه الله به ما است و من نيز تا حد امكان فرمان ايشان را عمل مي كنم. پاكت را گرفتم. پشت نامه نوشته بود: فرمان حضرت
نامه را باز كردم نامه اي را كه به وسيله ثقه الاسلام و المسلمين و زين العلماء الصالحين حاج شيخ محمد شريعه اي شوشتري از طرف آن حضرت واصل شده بود، مشاهده كردم و در آن خطاب به سيد نوشته بود: قل له: ارخص نفسک، و اجعل مجلسک فی الدهلیز، و اقض حوائج الناس، نحن ننصرک
به او بگو: خودت را در دسترس همه قرار بده و دهليز خانه ات را محل نشستنت قرار بده و حاجت هاي مردم را برآور. نگران نباش ما ياريت مي كنيم.
آنگاه آن نايب بزگوار ادامه داد: بر اساس اين فرمان تماس با من آسان است. در دهليز خانه ام نشسته ام و در حد امكان حاجات شيعيان را برآورده مي كنم و حضرت نيز به ما توجه داشته و ياريمان كرده است... ادامه مطلب ... | |
|