تاریخ :1388/3/8 بازديد :59
|
جاسوس روسی«کینگز دالگورکی» به عنوان حامی، نه تنها وظیفة ایجاد شرایط را برای جناب علی محمّد باب عهدهدار بود بلکه از پستوی استعمار همة آنچه را که او باید میگفت یا میکرد دیکته میکرد. در یادداشتهای این جاسوس آمده است که: یک قسمت از کار سفارتخانه، منحصر به تهیّه الواح و انتظام کاریابیها بود. حتّی ذکر میکند هر کس بهایی میشد با او همراهی و مساعدت میکردیم تا آنکه اختلاف و دین جدید را در دین اسلام درست نمودم.
ای کاش دانسته میشد که در جهان امروز و شرایط خاصّی که ایران اسلامی در آن واقع شده است، مهدویّت و گفتوگوی مهدوی در زمرة جدّیترین مباحث فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و امنیّتی است در حالی که عموماً از آن از منظر مباحث صرفاً عقیدتی و اخلاقی نظر کرده شده است.
راز اصلی درگیریها، مناقشات، فرقهسازیها و دسیسههای استعمار در سرزمین ما و پیرامون ما به حضور و وجود فرهنگ مهدوی و باور شیعی دربارة امام عصر علیهالسّلام برمیگردد و باقی قضایا در هر وضع و صورت یا متأثّر از این موضوع است یا پوششی است برای پنهان نگه داشتن راز اصلی. به موضوع فرقهسازی اشاره کردم، در جهان اسلام، در دو نقطة عطف مهم، جریان فرقهسازی از اوج و گسترش ویژهای برخوردار است و استعمار در این دو نقطة عطف سعی در بهرهبرداری بزرگی از جریان فرقهسازی در کشورهای اسلامی دارد.
نقطة عطف اوّل، قرن دوازدهم ه. ق است. اگر چه در ظاهر جریان فرقهسازی در این نقطة عطف، داخلی به نظر میرسد امّا، مشخّصاً جریان منشأ و رویکرد خارجی و استعماری دارد. شاخصترین جریان در این نقطة عطف «بهائیّت» در ایران و «وهابیّت» در شبه جزیرة عربستان است. مدّعیان و مؤسّسان هر دو فرقه، در عصر خود جزو کسانی بودند که از نظر «دانش و بینش» ضعیف و کمبُنیه امّا از حیث خودکامگی، تمایلات نفسانی و احساس خود برتربینی قوی و شاخص بودند. ادامه مطلب ... | |
|